پارت سی و هشتم :

شاهین برای چند ثانیه به یاسمین خیره ماند و سپس، بی‌هیچ حرفی اتاق را ترک کرد و در را پشت سرش بست.

یامور به یکی از ستون‌ها تکیه داده بود. از حالت برزخی چهره‌اش پیدا بود که توپش حسابی پر است.

با دیدن شاهین، از ستون جدا شد و با چند قدم خودش را به او رساند. بی‌مقدمه گفت:

– هیچ معلومه داری چی‌کار می‌کنی؟ برای چی اون دختر رو بردی تو اتاقت؟ طبق قوانین، بیمارا اجازه ندارن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
شخصیت شاهین موحد در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی شاهین
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    واقعا خوش به حال کسایی که میتونن نقاشی کنن.وبا نقاشی کمی از افکارشون روی کاغذ بیارن تا مغزشون کمی نفس بکشه

    ۴ روز پیش
  • Moon

    0

    پس هر دوشون چشمای اون یکی رو کشیده

    ۱ هفته پیش
  • آرزو

    0

    بیا بفرما این شاهینم دیونه از آب درو اومد

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    0

    عالی بود نیلوفر جون بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم☺️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💋❤️💋❤️

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    0

    وای حالا نمیشد حرف یامور رو قطع نمی کردی شاهین جانننن؟بعدش خیلی عجیبه که هردوشون چشمای همدیگه رو کشیدن اصلا شاهین چشمارو کشیده؟واقعا نمیتونم هیچ حدسی بزنم انقدر که خوب مینویسی..شایدم شاهین یاسمین رو میشناسه یا یاسمین شبیه ی نفره که تو زندگی شاهین بوده😂

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جلوتر که بری، به جواب این سوال میرسی😍

    ۸ ماه پیش
  • آزاده.د

    0

    شاید واقعا یه زمانی همدیگه رو می شناختن🤔 حالا شاید توی ضمیر ناخودآگاه... شاید توی زندگی قبلی و یا....

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فرضیه قشنگی بود👌🏻🥰

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله خیلی😁

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    کافیه شاهین خان رفتارت اصلا با این دخترک مظلوم از همه جا بی خبر درست نبود خیلی خشنی

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی خشنه😮‍💨😮‍💨اخلاق صفر صفر

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله به شدت عجیبه

    ۱۱ ماه پیش
  • شیرین

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😍😍

    ۱ سال پیش
  • fate

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😍😍

    ۱ سال پیش
  • Niki

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی نه اما قطعا علتش مشخص میشه😬😁😂

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    1

    آخ تو کی هستی پسرک وحشی

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بخدا....

    ۱ سال پیش
  • تارا آرام

    0

    اععع، شاید شاهین اختلالی داشته، یه چیزی که یامور هم ازش اطلاع داشته ،مخصوصاً که شاهین داشت روی دکتر بودن یامور تاکید می کرد ،شاید یه چیزی بوده...🤔

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید....

    ۱ سال پیش
  • تارا آرام

    0

    کلاً خیلی ذهنم پر از سوال شده🥲🙃 ولی نیلوفر چقدر قشنگ گفتی حالت شاهین که زبونشو می چرخونه توی لپش، وای خیلی جالب بوددددد... خیلی قشنگ توصیف می کنی😍😘

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدااا بوس بهت💙😘😍

    ۱ سال پیش
کپی شد!